اسكندر بيگ تركمان

158

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

نداشته مبالغه بسرحد افراط ميرسانيد و چون خالى از اغراض دنيوى بود حضرت شاه جمجاه جنت مكان نصايح او را بسمع قبول و رضا اصغا نموده والد ماجدش بغايت متقى و پرهيزگار بود در فترت اوزبك بسلامت بعراق آمده چند سال در ظل عاطفت همايون اعلى روزگار گذرانيده در اكثر اسفار ملازم ركاب اقدس بود بعد از رفع اوزبك و تسخير خراسان مورد توجهات شاهانه گشته سركشيك ساير خدام روضه متبركه عرش مقام گرديد و به نيابت ذات اشرف همايون منصب خادم باشيگرى و كليد - دارى ضريح مبارك نيز به او متعلق داشت و در ايام وليالى كشيك ساير كشيك باشيان بنيابت حضرت شاهى خدمت نموده تا حين تحرير اين صحيفهء لطيفه در آن آستان قدس نشان بفراغت روزگار ميگذرانيد . شيخ فضل الله عرب فقيه از جمله صلحاء و اتقياء مشهد مقدس معلى و از آن سركار فيض آثار موظف بود بغايت متقى و پرهيزگار خود را از جملهء عدول شمرده در مسجد جامع مشهد مقدس بامامت و پيشنمازى قيام نموده جمعى كثير به او اقتداء ميكردند ، الحق شايستهء آن بود و در فترت اوزبكيه با ساير صلحاء و اتقياء درجهء شهادت يافت در مشهد مقدس معلى صلحاء و اتقيا و ارباب فضل و كمال در حين ارتحال آن حضرت شاه جنت بارگاه غفران مآل پيشنماز بودند اگر قلم وقايع نگار بتحرير اسامى مشاهير آن طبقه پردازد موجب اطناب و طول كلام ميگردد لهذا بذكر اين چند عزيز اقتصار كرد . مولانا محمد على تبريزى ولد مولانا عنايت اللّه است مرد سليم النفس فاضل پرهيزگار بغايت خليق و پاكيزه روزگار بود و پدرش ملا عنايت در زمان حضرت شاه جنت مكان مدتها در دار السلطنه تبريز شيخ الاسلام و وكيل حلاليات سركار خاصهء شريفه بود . بعد از فوت والد ماجدش درجه بيش و پيشى داشت ، در فترت تبريز بعراق آمده در ولايت رى رحل اقامت انداخت و در آن ديار عزيمت سفر آخرت نمود بعالم عقبى شتافت ، رحمه اللّه .